آنانکه زندگی را بستری از گلهای سرخ می دانند همیشه از خارهای آن شکایت دارند...
اگه می خواهید زندگی جدید و تازه ای رو شروع کنید
اگه می خوای دباره تازه و نو شی
با ما یه تماس بگیرید
سازمان بازیافت زباله
اگر به دنبال آرامش هستید به پیشامد های زندگی برچسب خوب و بد نزنید
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست، وفا آنست که نامت را همیشه روی لب دارم
انسان براي ديدن چهره اش به اب رونده نگاه نمي كند ..به اب ايستاده مينگرد زيرا تنها انچه كه خود ارام است ميتواند ارامي وارامش را به ديگران برساند!
مهرباني در كلام اعتماد مي افريند
مهرباني در فكر كردنبصيرت كامل خلق ميكند
مهرباني در بخشش عشق بوجود مي اورد !
گامهاي نرسيدن فرصتي نمانده . پاهايم خسته است . بايد رفت.بايد رها شد از حصار تنهايي و اين جسارت مرده. نميدانم چگون اين چراها در مقابل ديدگانم ريلي به امتداد تمام زندگي ساخته اند؟ شبانه آرزوهايم را در ژرف ترين نقطه ي ذهن کابوس زده ام دفن ميکنم و با بقچه ي خاکستري خاطراتم راهي شهر رويايي خيال ميشوم واز جاده ي پر از ابهام و ترديد ميگذرم. گامهاي لرزانم سکوت شب را ميشکنندو من در برهوت تنهايي خويش به شمارش گامهايم ميپردازم.
ديشب از غصه دلم،داغ و داغون شده بود جاي خواب توي چشام،اشكا مهمون شده بود مثل هر شب تو اطاق روي تختم يه گوشه كز كرده بودم، فكري اومد تو سرم،يهو از جا پريدم رفتم از تو باغچه مون،گلي واسه اون چيدم اما باز يادم اومد،خودمو گول مي زنم تو اطاق مونده هنوز،گل ديشب كه چيدم مثل من يواش يواش،داره پژمرده ميشه بي صدا توي اطاق گريه هاشو من ديدم اشك هاي بي معرفت نا اميدم نكنيد ديگه امروز ميرم و برا خاطر شما اين گل وبهش ميدم هرچي بادا ديگه باد!
من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من... که با آن عالمي دارم!
پسر : مامان به جز سوسن . مريم . نرگس . عاطفه . زهرا . سوگل . سارا . نيلوفر . سميه . فاطمه هر کس زنگ زد بگو من خونه نيستم .
بابا کجايی؟ نيستی؟ توريستی؟ امپرياليستی؟ کمونيستی؟ فاشيستی؟ دموکراتيستی؟ خدايی نکرده مريض که نيستی؟ راستی، تو خودت نمرهي بيستی!
از عشقش دارم ميميرم. نميدونم چی کار کنم. کارم خون گريه کردنه... خوب دوسش دارم. ولی مي خوان اونو ازم بگيرن. ولی من با تمام وجود دوسش دارم. خداااااااااااآا. انرژي هستهاي رو از من نگيريد!!!
همهي مردم 1% به دوستشون فکر ميکنن، 2% به دوستاي نزديکشون فکرميکنن، 3% به عشقشون فکر ميکنن، 94% به انرژي هستهای فکر ميکنن!!!
دورووغ ميگم؟ بگو دوروغ ميگي..؟!
1. اگه گفتی فرقه توپ با من چيه؟! (ميدونم که نميتوني بگی) فرقش اينه که بايد تلاش کنی تا توپ گل بشه اما من خودم گلم!! شک داری؟؟
2. ميدونی فرق تو با توپ فوتبال چيه؟ نه؟... اونو بايد تلاش کنی تا گلش کنی، ولو تو خودت گلی!
آروم بگو : ( خدايا من عاشق توام و به تو نياز دارم، هماينک به قلبم بيا) اينو واسه ادد ليستت بفرست تا امشب 1 معجزه ببينی پاکش نکن حقيقت داره !!
زندگي کوچه اي ست تاريک و تنگ هردم از اين کوچه عابري مي گذرد..تک نشاني که زعابر مي ماند ياد اوست و صداي اوست و..رد پاي اوست
به من مي گفت: آنقدردوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده بود به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي به سرمي برم... كاش امتحانش نمي كردم!
آدما مثل يک کتاب ميمونند که تا وقتي تموم نشن براي ديگران جالبن پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تندتند ورق نزني چون اگه تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه کتابه ديگه!
عشق يكجانبه، سؤالي است كه بي جواب مانده است عشق كور نيست، فقط نميبيند قلب چشمه است و رود خانه زبان كلمات و اعمال را در يك ترازو وزن نميكنند فقط بلبل ميتواند گل سرخ رابشناسد زندگي را هر طور نگاه كني زيباست!
اگر بوي گلی را دوست نداری شاخه هايش را نشکن!
اگه 1000 نفر گفتن دوست دارم بدون يکيش منم... اگه 100 نفر گفتن دوست دارم بدون يکيش منم... اگه 10 نفر گفتند دوست دارم بدون يکيش منم... اگه 2 نفر گفتن دوست دارم بدون يکيش منم... اگه 1 نفر گفت دوست دارم بدون يکيش منم... اگه هيچکی بهت نگفت که دوست دارم بدون که اون موقع من مردم!
کي با اشکاي تو يه اسمون ستاره ساخت کي بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت کي بود که با نگاه تو خواب و خيال عشق و ديد کي بود که تنها واسه تو از همه دنيا دل بريد نگو کي بود کجايي بوداونکه برات ديوونه بود رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود من بودم اونکه دلشوساده به پاي تو گذاشت اونکه واسش بودن تو به غير غم چيزي نداشت من بودم اونکه دل اخر عشق تورو خوند اونکه به جاي عاشقي حسرتشو به دل نشوند حسرت دوست داشتن تو هميشگي بود.
من در اين خانه به گمناکي نمناک علف نزديکم من صداي نفس باغچه را مي شنوم و صداي ظلمت را ، وقتي از برگي مي ريزد و صداي سرفه روشني از پشت درخت، عطسه آب از هر رخنه سنگ، متراکم شدن ذوق پريدن در بال و ترک خوردن خودداري روح من صداي قدم خواهش را مي شنوم.... (سهراب سپهري)
معلم همچون شمعيست كه مي سوزد و دود ميكند و هوا را آلوده ميكند. پس از معلم دوري كنيد.
ستاد مبارزه با آلودگي محيط زيست
اگه فقط 60 ثانيه فرصت داشته باشي منو ببيني و بدوني که ديگه هرگز منو نميبيني..بهم چي ميگي؟؟
رازهای کامیابی؛ روز اول:
راز کامیابی در قناعت است، نه در بالا بودن رقم حساب بانکی!
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود!
من به آوارگي ابر ونسيم من به سرگشتگي آهوي دشت من به تنهايي خود مي مانم من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي گيسوان تو به يادم مي آيد ... من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي شعر چشمان تو را مي خوانم ... چشم تو چشمه شوق چشم تو ژرفترين راز وجود
مردي که کوه را از ميان برداشت کسي بود که شروع به برداشتن سنگ ريزه ها کرد
جاذبه ي خاک به ماندن مي خواند و آن عهد باطني به رفتن، عقل به ماندن مي خواند و عشق به رفتن، و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان در آوارگي و حيرت ميان عشق و عقل معنا شود.
ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد - شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد!
تا به تو تکيه کردم ... پشتم و خالي کردي ... تو رسم دل شکستن و بد جوري حالي کردي ... خيال ميکردم تو برام پشت و پناهي ... با اين همه خستگيام يه تکيه گاهي ... چه آرزوهايي که بر تو بستم ... بلور قلبم و به پات شکستم
جز من اگرت عاشقي شيداست بگو... ور مهر دلت به جانب ماست بگو... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو... گر هست بگو نيست بگو راست بگو
درکلاس محبت پشت نيمکت هاي صميميت درس عشق ودوستي ويکي شدن راآغازکرديم حال به آخرين درسش رسيديم درسيکه خوبست توهم آن رابداني عشق بايدورزيدبه همسفرزندگي وبايدماندگاربوددرقلب ياران پس اي دوست! اي مهربان! اي همسفر! هميشه به يادتوخواهم بودوهيچ گاه تورافراموش نخواهم کرد.
کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد. کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
روي شيشه يک خياطخانه در هند نوشته بودند:
عيب کار ما را به خودمان بگوييد و حسن آنرا به ديگران.
لحظه ها را درياب ! چشم فردا کور است
نه چراغيست در آن پايان ، هر چه از دور نمايان است...
شايد آن نقطه نوراني چشم گرگان بيابان باشد
مکتب عشق سیه چشمی به کار عشق استاد ، به من درس محبت یاد می داد . مرا از یاد برد آخر ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد . از کتاب « گناه دریا » - « فریدون مشیری
به تو خيانت مي كنند تو نكن تورا تكذيب مي كنند آرام باش تو را مي ستايند فريب مخور تو را نكوهش مي كنند شكوه مكن تو را نيك مي خوانند مسرور مباش
به جاي دسته گلي كه فردا بر گورم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن و به عوض سيل اشكي كه فردا بر مزارم ميريزي امروز با تبسم مختصري شادم كن
باورش نميشه عشقو همه دنياش زير آبه تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه خاطرات لب دريا ديگه از يادش نميره همه دنياش زير آب وخودشم به غم اثير دست بي رحم زمونه عشقشو برده به دريا حالا از خودش ميپرسه ميادش آيا وآيا عاشقي كه تنها باشه توي دنيا نميمونه دل عاشق رو شكستن شده كاره اين زمونه
خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه خيلي سخته اون كسي كه گفت واسه چشات مي ميره بره و ديگه ..
آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه
در اين دنيايي كه انسان و زمانه با هم درستيز بوده و هستند.عجيب نيست آني را كه دوست نمي داري ،دوستت بد ارد وآن كس راكه دوست مي داري از توبيزارباشد.توبه من مي انديشي و من به ديگري. و خدا مي داند كه ديگري به كه فكر مي كند. اين جد ال سرنوشت است تا روزي كه زمين ما را فرو بلعد
گل سرخ فقط براي افرادي خار دارد كه در صدد بر مي آيند آنرا بچينند.
من امروز از نبودن اساماس رنج ميبرم، هماكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم!
(كميته امداد مبارزه با كمبود اساماس)
عشــق يعنـي لايـق مريـــم شــدن عشــق يعني با خـدا هـم دم شدن عشــق يعنـي جـام لبـريز از شـراب عشــق يعني تشنگي يعني سراب عشــق يعني خواستن و له له زدن عشــق يعنـي سـوخـتن و پرپر زدن عشــق يعنـي سالهاي عمر سخت عشــق يعنـي چون همـيشه باختن عشــق يعنـي حسرت شبهاي گرم عشــق يعنـي يـاد يـك رويــاي گـرم عشق يعني؟
نظر تو دل شکستن هنره؟ هفت طبقه اسمان هفت طبقه زمين جا ندارن که خدا رو توي خودشون جا بدن اما دل يه انسان به تنهايي ميتونه خدارو توي خودش جا بده پس دل هيچکس رو نبايد شکست چون در اين صورت خدارو بي جا و مکان کرده اي
وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد زندگي , در لباس افسر پليس , براي ماشين هاي تمدن سوت مي زند
آگاهان پيشنهاد کردند از اين به بعد کاربران اينترنتي موارد زير را قبل از ورود به اينترنت رعايت کنند. اول: قبل از ورود به وب سايت هاي اسلامي وضو به همراه داشته باشند. و براي اينکه مشکلي پيش نيايد زياد روي صندلي جابجا نشوند. دوم: با پاي راست وارد وب سايت هاي مستهجن شوند. سوم: رضايت پدر دختر در هنگام چت با نامحرم شرط است. چهارم: در هنگام ارسال آف لاين هرگز فراموش نکنيم که خداوند هميشه آنلاين است!
یه روز تو رو توی جهنم می بینمت تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی منم به خاطر اینکه خدا رو ول کردم تو رو پرستیدم
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سزارين» بگوييد: فنی زاده!
کاش میتوانستم همچون پرندهی پرشکستهای در کنج قلبت آشیانه کنم.
و آنجا برینم تا آنفلانزای مرغی بگیری، نکبت!
از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره----ديوه سياه غصه هام توي کدوم شب ميميره از چي بگم وقتي دلم از دله تو دور ميمونه----وقتي که قلب پاک تو هيچي ازم نميدونه
كوچولو كجايي؟ نيستي؟ شنيدم اون بالا بالاها داري با تنهاييت حال ميكني! اگه زحمتت نيست 2 تا... فقط 2تا نارگيل براي من بنداز پايين!
مي دونين تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟...اولي آشغال جمع مي کنه ..دومي آشغال پخش مي کنه!!
دوست عزيز اميدوارم در سال جديد پله هاي ترقی را يکی يکی طی بکشی!!
اگر که ميبينی دوستي، بدي من را به خلق ميگويد، من هم خوبي او را ميگويم تا هر 2 دروغ گفته باشيم!!
ضد حال يعني:
1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه 2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري 3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي 4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه 5- ضد حال يعني اينكه اين مطلب رو از قبل خونده باشي!
اگه مردونگي مرده اگه رفاقت ها رنگ باخته اگه عشق ديگه معنا نداره اگه دنيا پر از نامرديه اگه آرامش نيست خب به تو چه تو اين آف رو بخون تازه براي خالي نبودن عريضه هم بگو انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
آرزو دارم عمرت مثل دستمال كاغذي دستشوپي باشه
سفيد و مفيد و دراز
بر شاخه ها نوشتند هرگز گلي نچينيند ........اما چه سود طوفان خواندن نميشناسد
جهان چه بزرگ است وقتي سرشار از شاديهاي كوچكيم و چه كوچك وقتي اسير غمهاي بزرگيم.
سلام.سلامي به روشنايي كرم روشن كننده
اينقدر ميگن اكس نخوريد اكس نخوريد شما فكر ميكنيد بدتون رو ميخوان?! اين مطالب رو بخونيد تا اثرات اكس رو ببينيد. *يه روز يه عنكبوت قرص اكس مي خوره پتو ميبافه *اصفهاني قرص اكس مي خوره سوار ماشين مي شه دو نفر حساب مي كنه *تركه اكس مي خوره نفر اول المپياد فيزيك مي شه * شيطان اكس مي خوره مردم رو به راه راست هدايت مي كنه *پرگاره اكس ميخوره مستطيل ميكشه *يه جوجه اكس ميخوره ميگه جيكس جيكس *يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره، تا شب كرال ميره
شبها چشمانم ميعادگاه اشک ميشوند و غم همنشين قلبم . دوباره بغضهاي خسته و کهنه اسير گلوي سردم ميشوند . اي کسي که در حکايت شب پنهان شده اي به عظمت آبي دلم نظري کن و ببين که اين دل چه عاشقانه مي تپد فقط در انتظار آمدن تو!
بر سنگ مزارم بنويسيد: در زندگي بارها بالهايم را گشودم تا همچون پرنده اي سبک بال به پرواز در آيم اما هر بار شکارچي حقيري قلبم را نشانه گرفت و بر زمينم کوفت شايد مرگ پاياني بر اين پرواز شکست گونه باشد و آغاز رهايي...!
چشمانم تورا ميخواهند تابه انها راه و رسم گريه نكردن را بياموزي
لبانم صدايت ميزنند تا به انها بگويي چگونه بخندند
دستهايم بسويت دراز است كه انها را بسوي شهرعشق ببري
اما نميدانم چرا پاهايم با تو همراه نيست كه بخواهي به خاكسترم بنشاني ؟!
توووو فووووووقالعادهاي! تووووووو خيلييي خوب ميفهميييييي! تووووو همهي كارهارو خوووووووووب انجام ميديييييييي!
(smsهاي تلقيني براي منگلها!!)
پنجره ي چشماي تو وقتي به چشمام وا ميشه نميدوني توي وجود من چه غوغايي ميشه لحظه اي که تو با مني آتيش به جونم ميزني گر ميگيره روح وتنم وقتي که ميگي با مني
گفته بودم اگه دلت گرفته ست/كنج دلم جا واسه ي دلت هست شايد دلت خواستو پاهات نيومد/يا شايدم دلت باهات نيومد هر چي كه هست بذار كه گفته باشم/هرجا كه هست دلت منم باهاشم
امروز روز ارسال آف به مزخرفترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين آف رو به مزخرفترين دوستت بفرست!
خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره.
اي كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا كذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت.اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم،
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم، موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم،
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم.
جز من اگرت عاشقي شيداست بگو... ور مهر دلت به جانب ماست بگو... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو... گر هست بگو نيست بگو راست بگو !
اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن، اعتماديست كه بر مردم دنيا كردم !
آسمان هر چه تاريكتر باشد به همان نسبت ستاره ها بهتر ديده ميشوند
يك زن چيزي بجز شوهرش نميخواهد ولي وقتي به اورسيد همه چيز ميخواهد!!!
زنها مثل ماهي هستند بدست اوردن انها اسان است ولي نگهداشتنشون مشكل !!(جدي نگيريد ها )
زبان يك زن به منزله شمشير اوست پس هميشه بايد ان را بكارگيرد تا زنگ نزند !!
چراغ را خاموش کن سر تا پا ايستاده ام به آغوشم بيا بي ماه شب کامل نمي شود.
دلم را از تارهاي چسبنده خاطراتت پاک ميکنم، عنکبوت يادت مدام در پي شکار آرامش از من است. يادم باشد، دلم خانه ي اشباح نيست!
او هوايم را داشت که پياده رو ها ليز و يخبندان بود بي هوا رفت بي هوا ماندم چه هوايش امروز که پياده روها ليز و يخبندان است در سرم پيچيده است.
هيس بگو نيستم، بگو رفته، بگو دستاشو شکسته ن بگو دنيا شو گرفته ن، بگو روياشو شکسته ن بگو رفته تا نباشه، قسمِ رفتنو خورده بگو رفته تا ...نه! اصلا... چه ميدونم... بگو مُرده روزي صد دفعه غلط کردمو مشقَم کردن* تا به قول خودشون، "ابليسو آدم کردن" تا لبم خواست بگه نه، با تَو سَري گفتن: "هيس حرف نزن، هيچي نگو، فقط بشين و بنويس بنويس:هيچ کاري از دست کسي بر نمياد بنويس ديگه چشام دليل روشن نمي خواد بنويس هر چي رو بايد بنويسي، بنويس " ولي تا نوشتم از حق خودم، گفتن: "هيس"!
بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم...
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او
سخن امروز: خرد و عقل دو درياي عظيم هستند، مرواريدشان حكمت و فرزانگي است
معجزه يعني من ، يعني تو دوست همباورم ، ما معجزه خواهيم کرد، شک نکن ! آسمان آبي آبيست، مگر شک داري ؟ زندگي سهم کمي نيست ، مگر شک داري ؟ در رگ زنده ي اين هستي خواب آلوده باور معجزه جاريست ، مگر شک داري؟
نه در کف فنجان قهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدم هايي که سرد، از کنارم مي گذرند. نمي توانم بيابمت... نمي توانم... تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من ،درکف دستم، گم شده اي!
گفتم: مي آيد گفت : مگه رفته بود كه بياد؟ گفتم: دلتنگم گفت : مگر زيارتش نمي كني؟ گفتم: جهان رو پر نور ميكنه گفت: مگه شعشعه حضورش رو نميبيني؟ گفتم: زخم دوريش دل را مي ازاره گفت: هر چه از دوست رسد نيكوست گفتم: غايب است گفت: با اين همه برهان مگه ميشه گفت غيبت؟ گفت: غايبش خوانده اند كه ظاهر نيست كه غيبت به معناي حاضر نبودن تهمتي ا ست كه بر دامن پاكش ننشيند شايد اين جمعه بيايد....شايد
با دل عاشق بد نکن اي آدم نامهربون سنگدل وبي وفا نشو تو دل داري اين هم بدون تو قول همراهي دادي رو وعده ي دلت بمون باطن پاک رو تو جهان ميخرنش خييييييلي گرون عهد شکن عشق نباش خير نميبيني از اون با همون نگاه اول توي قلبم خونه کردي
درنغمه گنگ احساست كسي را جستجو كن كه دراعماق چشمان بلورينت تمام هستي اش را جستجو كرد!!
شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز!
آن کس که به فکر فردا نيست به غم فردا گرفتار مي شود!